ای غمت آخرین ترانه ی من
عشق شیرین تو فسانه ی من
اشک چشمان آسمانی تو
موج دریای بیکرانه ی من
چشم من آستان خانه ی تو
اشک تو چلچراغ خانه ی من
غنچه خون شد بدور نرگس تو
گل نرویید در زمانه ی من
پرده ی گوش گل درید از هم
سحر از ناله ی شبانه ی من
سر بنهه همچو شاخه بر دوشم
موج شب را فشان به شانه ی من
تو مرو تا ز دست من نرود
زندگی - ای غمت بهانه ی من
اثر ناله بین که شاخه ی خشک
می کند گل در آشیانه ی من
تا چه با طبع سرکش تو کند
غزل ناب عاشقانه ی من