بهار بهار

بهار بهار

بهار بهار
صدا همون صدا بود
 صدای شاخه ها و ریشه ها بود
 بهار بهار
 چه اسم آشنایی ؟
صدات میاد ... اما خودت کجایی
 وابکنیم پنجره ها رو یا نه ؟
 تازه کنیم خاطره ها رو یا نه ؟
بهار اومد لباس نو تنم کرد
تازه تر از فصل شکفتنم کرد
 بهار اومد با یه بغل جوونه
 عید آورد از تو کوچه تو خونه
 حیاط ما یه غربیل
 باغچه ما یه گلدون
 خونه ما همیشه
 منتظر یه مهمون
 بهار اومد لباس نو تنم کرد
 تازه تر از فصل شکفتنم کرد
بهار بهار یه مهمون قدیمی
یه آشنای ساده و صمیمی
یه آشنا که مثل قصه ها بود
 خواب و خیال همه بچه ها بود
 آخ ... که چه زود قلک عیدیامون
وقتی شکست باهاش شکست دلامون
 بهار اومد برفارو نقطه چین کرد
خنده به دلمردگی زمین کرد
چقد دلم فصل بهار و دوست داشت
واشدن پنجره ها رو دوست داشت
بهار اومد پنجره ها رو وا کرد
من و با حسی دیگه آشنا کرد
 یه حرف یه حرف ‚ حرفای من کتاب شد
حیف که همش سوال بی جواب شد
دروغ نگم ‚ هنوز دلم جوون بود
که صبح تا شب دنبال آب و نون بود

/ 1 نظر / 7 بازدید
تا پیروزی میرحسین می کوشیم

دوست عزیز ، در یک چنین شرایط بحرانی که با هر شکلی از انفعال از سوی ملت ایران، یک قدم جلوتر به سوی روی کار آمدن مجدد دولت ناکارامد احمدی نژاد برداشته می شود، کمترین کاری که از دست ما اهالی اینترنت برمی آید استفاده از عرصه ی وبلاگ های خود، برای ایجاد یک موج و یک حرکت جدید به سوی مهندس میرحسین موسوی است. این پیام را نادیده نگرفته و شما نیز خود را به این جریان بسپارید. از موقعیت خود در عرصه ی وبلاگ نویسی استفاده کرده و حیاتی بودن شرکت در انتخابات و رای به میرحسین را تبلیغ کنید. رای آوردن احمدی نژاد یعنی فاجعه. یعنی حادثه ای جبران ناپذیر. انفعال را در بحبوحه ی این شرایط بحرانی کنار بگذارید. منافع مملکت شما در خطر است.